سریال تلخ و شیرین قسمت 56

شعله به فلاح می گوید: «تو حیات را دوست نداری فقط چون زندگی اش را خراب کرده ای و شوهرش را ازش گرفته ای عذاب وژدان داری. اگر رابطه ات با حیات را تمام نکنی همه چیز را به او خواهم گفت. »

یاشین دوست حیات به او می گوید: « برای یک بار هم که شده با دلت تصمیم بگیر. » بعد از ساعتی حیات آماده می شود و صدری او را به اسکله پیش آقای فلاح میبرد. آنها قرار است در کشتی شام بخورند. فلاح استقبال گرمی از او می کند و می گوید: «قبل از آمدن تو گذشته م روی دوشم سنگینی می کرد. نمی دانستم برای چه زندگی می کنم ولی با آمدنت احساس سبکی می کنم و خوشحالم که هستی. » حیات در جواب می گوید: «من هم فکر می کردم در بهترین مقطع زندگی ام قرار دارم. ولی با اتفاقات اخیر ناامید شدم… با وجود همه آن سختی ها خوشحالم که با تو آشنا شدم و همیشه خاطرات خوب تو را به همراه خواهم داشت. » فلاح که نمی داند حیات از چه چیز حرف می زند با تعجب به حرف های او گوش می دهد. در بین صحبت آنها ناگهان شعله وارد کابین کشتی می شود و با حیات احوال پرسی کرده سر میز شام می نشیند و ا دست پخت فلاح تعریف می کند و اینطور نشان می دهد که می خواهد یک جوری سر صحبت با حیات را باز کند. فلاح که نگران شده به آشپزخانه می رود و شعله که نگران همین فرصت است خودش را به او رسانده و او را تهدید می کند که امشب، شب خداحافظی تو و حیات باید باشد وگرنه خوددانی. و می رود. بعد از رفتن شعله حیات به فلاح می گوید: «قصد رفتن به ازمیر را  دارد و بنا به درخواست استادش در دانشگاه ازمیر تدریس خواهد کرد. » فلاح در سکوت به او گوش می دهد.

کورای در اتاقش عکس های گزیده را جلوی رویش چیده و موزیک غمناکی گوش می دهد. سودا که او را در آن حالت میبیند پارچ آبی آورده و رویش خالی می کند و حسابی حالش را جا می آورد.

گزیده به خواهرش می گوید: «تا وقتی از رفتن منصرف نشوی. با تو حرف نخواهم زد. »

فردا صبح بچه های کلاس برای حیات خانم سورپرایزی آماده کرده اند و او را به سالن نمایش دعوت می کنند. اول آقای شریف روی سن می رود و از حیات خانم به خاطر دل سوزی هایش تشکر می کند. بعد زینب و اونور ترانه ی زیبایی با مضمون جدایی اجرا می کنند که حیات را به گریه می اندازد. در آخر هم از حیات خانم به خاطر کمک هایش به انها تقدیدر می کنند و از او می خواهند که ترکشان نکنند. بعد ندیم و امل و سودا تئاتر کمدی در نقش آقای شریف، بیتا خانم و حیات خانم اجرا می کنند که خیلی مورد تشویق واقع می شود. و در نهایت نادر و شاگردهای حیات خانم آهنگ شادی اجرا می کنند و به او می گویند که همه به حیات خانم احتیاج دارند. در آخر نادر از حیات می خواهد که آنها را تنها نگذارند. آقای شریف که از اجرای خوب بچه ها ذوق زده شده روی سن می رود و می گوید: «به همه افتخار می کند. » و از حیات خانم دعوت به سخنرانی می کند. حیات روی سن می رود و می گوید: «واقعا تحت تاثیر قرار گرفته است. » و برای ثانیه های طولانی سکوت می کند چون تصمیم گرفتن برایش خیلی سخت تر شده است.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *