سریال دستم را رها نکن قسمت 96

جنک با دیدن قدیر با عصبانیت میگوید:«تو اینجا چیکار میکنی؟» قدیر میگوید :«اومدم دیدن موکلم.» جنک میگوید:« نمیتونی این وقت شب بیای خونه یه دختر. پشت این حرکت نیت خوبی نیست. من از همون اول ازت خوشم نمی‌اومد. الانم گم میشی از زندگیمون بیرون». او شروع به کتک زدن قدیر میکند. گردنبند آزرا که در تعمیرگاه جا مانده بود از جیب قدیر می افتد، و جنک با دیدن آن بدتر شده و بیشتر کتک می‌زند. آزرا سعی در میانجی گری دارد، اما بی فایده است. قدیر زخمی شده و با حرص از آنجا می رود، و به خواهش های آزرا توجهی نمیکند. آزرا از اینکه جنک تنها امید برای به دست آوردن مرت را از بین برد و همه چیز را خراب کرد عصبی است و به او میگوید:« از زندگیم برو بیرون». جنک سوار ماشین شده و با حالی خراب به خانه می رود. آزرا با قدیر تماس میگیرد، اما او جوابش را نمی‌دهد. قدیر که عصبانی است، فیلم مدرک فاطمه را از گوشی اش پاک کرده و با خودش می‌گوید:«شما لیاقت خوبی کردن رو ندارید.»
شب در خانه، سومرو مرت را بخاطر اینکه خطی که آزرا دور دستش کشیده نمی‌شورد، دعوا کرده و به زور آن را پاک میکند. مرت به اتاقش رفته و نقاشی آزرا را میکشد. قبل از خواب جانسو به سومرو یادآوری میکند که برای گرفتن سهام کافه به دفترخانه بروند.
صبح، قدیر که در تعمیرگاه خوابش برده بود بیدار شده، و بعد از اینکه کمی آرام می شود، دنبال فیلم میگردد . او در صحفه چت با جانسو که قبلاً فیلم را ارسال کرده بود،سعی در دانلود کردن فیلم دارد اما نمی شود. او از اینکه از روی عصبانیت فیلم را پاک کرده و بین خواهر و برادر جدایی ایجاد کرده، ناراحت است. جانسو صبح بیدار شده و یادداشتی از سومرو می بیند که روی آن نوشته :«وقتی بیدار شدی بهم زنگ بزن که به دفترخانه بریم. دوستت دارم.» جانسو با حرص کاغذ را پاره میکند. قدیر با جانسو تماس میگیرد اما او جوابش را نمی‌دهد.
سومرو به خانه جدید آزرا برای سرکشی می رود. او دوباره آزرا را بخاطر رابطه با جنک بازخواست میکند و به او میگوید:« چرا جنک رو فرستادی مدرسه مرت تا تهدید کنه؟» آزرا اظهار بی اطلاعی میکند. کمی بعد، جنک نیز دم خانه آزرا می آید. او با پشیمانی میگوید :«بخاطر تو میرم با قدیر حرف میزنم تا کارم رو جبران کنم». آزرا میگوید :«لازم به جبران نیست ، اون دیگه جواب منو نمی‌ده. همه چیز تموم شد». جنک دوباره از علااقه اش به آزرا میگوید و از او فرصت میخواهد. آزرا که تحت فشار است، بخاطر حضور سومرو در خانه ، دل جنک را شکسته و باز هم او را طرد میکند. جنک با دلشکستگی به آزرا میگوید :«این نظر قطعی توئه؟» آزرا با بغض سری تکان می‌دهد.‌جنک، گردنبند آزرا را پس داده و میگوید:« روزی که دوباره این گردنبند رو تو گردنت ببینم، اون موقع فکر میکنم که هنوز امیدی هست.» او می رود و آزرا با بغض و ناراحتی پشت در مینشیند. سومرو که از پشت سر حرفهای آنها را شنیده، با خوشحالی پیش آزرا می آید و به او تشر می زند. او برای اینکه از جدایی آنها مطمئن شده، با خیال راحت به آزرا میگوید:«امروز میتونی مرت رو بگیری و حتی دو سه روش پیش تو بمونه.» آزرا میان گریه،لبخندی محو روی لبش مینشیند.
در تعمیرگاه، ملیس به دیدن قدیر می آید. او از دیدن صورت زخمی قدیر شوکه شده و به اصرار شروع به تمیز کردن زخمهای او میکند. ملیس هرچه از قدیر میپرسد که چه کسی این کار را با او کرده، قدیر طفره رفته و با شوخی بحث را عوض میکند. کمی بعد، جنک برای دیدن قدیر به تعمیرگاه می آید.
FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها