سریال دکتر معجزه قسمت 12

زنی از اعضای هیات مدیره که میخواهد علی را ناراحت کند به علی می‌گوید که کسی در بیمارستان او را نمیخواهد. پس از مدتی دکتر تانجو که از افکار زن مطلع است، سراغ علی میرود و میگوید اگر میخواهی یک جراح ماهر بشوی به حرف هیچکس گوش نکن و کار درست را بکن.
دکتر فرمان عملی که میخواهد انجام دهد را به زن حامله توضیح میدهد. زن بسیار خوشحال میشود و رضایتش را اعلام میکند. در اتاق عمل دکتر فرمان با ماده ای قلب زن را از کار می اندازد تا بتواند براحتی و بدون مشکل غده ی تومور را خارج کند. سپس با دقت شکم را میبرد و میگوید که باید جنین را از شکم خارج کند تا به غده برسد. اگر کیسه ی آب جنین بترکد هم مادر و هم بچه خواهند مرد. فرمان آهسته جنین را خارج میکند سپس عینک مخصوص ذره بینی به چشم اش میگذارند. عمل حساسی ست و تمام دکترها از اتاق شیشه ای نظاره گرند. دکتر پس از کند و کاو غده ی تومور را پیدا کرده و بیرون می آورد. سپس با دقت بچه را سر جای خودش میگذارد. فرمان به بقیه رزیدنت ها تبریک میگوید و عمل با موفقیت تمام میشود.
دکتر تانجو نزد خانواده دختر رفته و خبر خوش را میدهد. دکتر فرمان و همراه علی و نازلی و دمیر از اتاق عمل بیرون می آیند. پدر دختر از دکتر تشکر میکند. او قبلا راضی نبود دکتروفا در عمل حضورداشته باشد و به علی گفته بود معلول ذهنی. او از علی بخاطر رفتار گذشته اش معذرت خواهی میکند. علی جنسیت بچه را که پسر بود لو میدهد. پس از اتمام ساعت کاری، دکترعادل به نازلی میسپارد تا در خانه مواظب علی باشد و او را تنها نگذارد. نازلی قبول میکند و به علی سر میزند. او متوجه میشود که یخچال علی خالیست و چیزی برای خوردن ندارد. او علی را به خانه ی خودش برای شام دعوت می کند. آچلیا (هم خانه ی نازلی) از رفتارهای عجیب علی خوشش نمیآید. علی غذاهای پیشنهادی نازلی را دوست ندارد. از این رو مجبور میشوند املت درست کنند. نازلی با مهربانی به علی میگوید که تنها نیست و حالا دوست و همسایه دارد. علی لبخند میزند. پس از رفتن علی، نازلی در تراس به دکترعادل زنگ میزند و میگوید همانطور که گفتید مواظب علی بودم. غافل از اینکه علی صدایش را شنیده است…
ArtemisS

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها