سریال دکتر معجزه قسمت 13

کوویلجیم نام زنی ست که شریک بلیزخانم در بیمارستان است. پدر بلیز با کوویلجیم رابطه داشته و بااو ازدواج کرده بود. آنها باهم این بیمارستان را ساخته بودند. بلیز مادرش را بخاطر این موضوع در آغوش خود از دست داده است. پدر‌ش پس از مرگ در وصیت نامه اش از سهام بیمارستان به کوویلجیم هم داده. در حالی که بلیز از او متنفر است زیرا باعث و بانی مرگ مادرش است ولی بخاطر وصیت پدرش مجبور است او را تحمل کند. همچنین کوویلجیم با نقشه هایی علیه بلیز میخواهد او را بیرون کرده و جایش را بگیرد. به تازگی یکی از دوستان قدیمی پدربلیز بنام آقا بهزاد در آن بیمارستان عملی داشت و غده ای از صورتش خارج شده بود. اینک با هدف سرمایه‌گذاری و عملی دیگر به بیمارستان آمده و در اتاق وی آی پی بستری شده است . بلیز دسته گل های بزرگ و تشریفات پذیرایی برای خوش آمدگویی سفارش داده . او به سراغ فرمان میرود و ازاو میخواهد تا عمل بهزاد را به همراه دکتر تانجو انجام دهد. گویا دکتر تانجو و فرمان با یکدیگر سرلج دارند و باهم کنار نمیآیند. اما بهزاد یک اتاق عمل وی آی پی با بهترین دکترهای بیمارستان را میخواهد. او با دکتر تانجو صحبت میکند و میداند که یکی از بهترین هاست و به او اعتماد دارد. تانجو به بلیز می‌گوید که دکتر فرمان را در اتاق عمل نمیخواهد زیرا نیازی به او ندارد. خبر خوشی به دست نازلی میرسد که گویی یک عدد کبد برای پیوندزدن پیدا شده است. کسی که قرار است کبد را بگیرد عمو محسن است. یکی از اولین و قدیمی ترین مریض های نازلی ست که مشکل کبد دارد. نازلی با خوشحالی خبر را به دکتر فرمان میدهد. دکتر نیز او و علی را با هلیکوپتر برای آوردن کبد به شهرهمسایه میفرستد. علی بخاطر قضیه دیشب از دست نازلی دلخور است و با او قهر کرده و حرف نمی‌زند. ولی به ناچار با نازلی همسفر میشود. اما دختر بیچاره نمیداند که چرا علی با او قهر است. وقتی به بیمارستان آن شهر میرسند معلوم میشود که کبد سه ساعت پیش از بدن خارج شده و اینک تنها پنج ساعت زمان برای پیوند زدن دارد. نازلی تلفنی خبر را به دمیر میدهد. آنها باید با عجله کبد را برسانند، اما هوا بد میشود و هلیکوپتر نمی‌تواند پرواز کند…
ArtemisS

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها