سریال سیب ممنوعه قسمت 17

شب وقتی ییلدیز به خانه می آید، با زینب در مورد رابطه جدیدش حرف می زند. زینب استرس دارد و نگران است، زیرا رابطه با رئیس خودش چیز عجیبی به نظر می رسد، اما ییلدیز خوشحال است و ازدواج با یک مرد ثروتمند را حق خواهرش می داند.
شب سینان به ایندر زنگ می زند. آن دو با یکدیگر دعوا می‌کنند زیرا هرکدام دیگری را مسبب اتفاقات افتاده می داند. سینان بخاطر تهدید و اذیتهای افراد هالیت به آلمان رفته و ایندر نیز بخاطر سینان زندگی خود را از دست داده است. سپس سینان با زهرا نیز تلفنی صحبت میکند. زهرا از ماجرا خبر ندارد و فقط میفهمد که سینان به آلمان رفته. زهرا به سینان علاقه دارد و سینان قصد دارد از طریق او ، از هالیت انتقام بگیرد.
هالیت شب در خانه زهرا را صدا زده و بابت دستبندی که گم کرده بود او را دعوا می کند . زهرا خبر ندارد که دستبند از طریق ایندر پیدا شده و به دست هالیت رسیده است.
صبح در شرکت هالیت، زرین به همراه دخترش لیلا، برای دیدن هالیت می آید. او پیشنهاد برنامه شام را به او می دهد. هالیت نیز با علیهان، برادر زرین برای شب هماهنگ می کند.
ییلدیز در شرکت پیش هالیت رفته و از او برای دوست پسر قلابی اش، طلب کار می کند. هالیت از او می خواهد که فردا به شرکت بیاید.
علیهان که قرار بود شب را با زینب باشد، برنامه اش با او به هم خورده و زینب و ییلدیز شب با یکدیگر در خانه می مانند.
در رستوران، زرین به عمد برای حس نزدیکی با هالیت عکس گرفته و در شبکه اجتماعی می گذارد. ایندر تا عکس را می بیند، فورا حاضر شده و به همان رستوران می رود. او از سر میز هالیت گذشته و بعد از احوالپرسی فرمالیته، مقابل بقیه از ییلدیز خبر می گیرد و او را معشوقه جدید هالیت معرفی می کند، و بعد از اینکه زهرش را می ریزد می رود. لیلا دختر هالیت از دست او عصبانی شده و توضیح می خواهد. هالیت این مسأله را دروغ خوانده و می گوید که ایندر از روی حرص و برای به هم زدن آرامش آنها این حرفها را می زند.
صبح، علیهان به دنبال زینب آمده و او را به باغ شخصی خودش برده و اسب‌هایش را به او نشان می دهد.
در شرکت هالیت، دوست پسر ییلدیز برای کار آمده است. هالیت از دستیارش میخواهد که خودش به این مسأله رسیدگی کند.

FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها