سریال عشق تجملاتی قسمت 14

 

عایشه خرید کرده و به خانه بر می گردد. او می خواهد درس بخواند اما یلدا می گوید باید با من به خرید بیایی تا لباس بخری. عایشه می گوید همین الان این همه لباس خریده ام و تا زمستان بس است. صدا او را مسخره می کند و می گوید خیلی طول می کشد تا از دست لباسهای خود عایشه خلاص شوند. در همین گیر و دار مادرش با او تماس می‌گیرد و می گوید رضا را گرفته اند. عایشه با نگرانی و عجله خانه را ترک می کند و به سمت خانه خودشان می رود.اداره پلیس او را راه نمی دهد و می گوید تو باعث این اتفاق شده ای. هر زمان رضا به خانه برگشت تو هم می توانی بیایی. عایشه خیلی ناراحت می شود در شهر قدم می زند. یلدا از اینکه می بیند عایشه بی خبر و با راننده ی او بیرون رفته عصبانی م یشود و به محسن زنگ می زند و می گوید عایشه شورش را در آورده باید با او برخورد جدی کنی. محسن قانع می شود. از کرم سوال می کند که زنت کجاست. او هم بی خبر است و وقتی تماس می‌گیرد عایشه جواب نمی‌دهد.

در جلسه ی شرکت صبحت از یک قرارداد با تولیدی بدلیجات است. کرم و ولکان وقتی اسم صاحب برند را می شنود میفهمند که یکی از دخترانی بوده که کرم قبلا او را گول زده است. اما به روی خود نمی آورند.

بعد از ظهر کرم سراغ برک می  و با تهدید به او می گوید دیگر دور و بر زنم نبینمت. برک میگوید با او کاری ندارم و این بار آخر بود. در ضمن خبرنگاران را هم جیدا فرستاده بود.

کرم به شرکت می رود و جیدا را می بیند. با کنایه به او می گوید حس می کند شر او در این مسائل و اتفاقات وجود دارد.

محسن به خانه می رود و منتظر عایشه است. اما وقتی عایشه می آید و محسن صورت غمگین و گریه او را میبیند و ماجرا را می فهمد از او دلجویی می کند. یلدا خیلی عصبانی می شود.

محسن به همراه عایشه به خانه مادر او می رود و با آنها ابراز همدردی می کند و می گوید هرکاری بتواند انجام میدهد.

قرار می شود فردا با هم به خانه صبری بروند و طلب رضایت کنند.

 

شب وقتی کرم می آید محسن او را سرزنش می کند که چرا از زنت خبر نداشتی و نمی دانستی چه اتفاقی افتاده و پیش او نبودی. بعد ماجرا را برایش تعریف می کند و میگوید پیش زنت برو. کرم به اتاق عایشه می رود که ناراحت نشسته است و ابراز همدردی می کند. عایشه می گوید کاش هیچوقت با هم ازدواج نکرده بودیم تا این شرایط برای برادرانم پیش بیاید. کرم می گوید دیگر دیر شده است و من هم به پدر و مادرم دروغ گفته ام و اگر بفهمند از خانه که هیچ، از شهر هم مرا بیرون می‌کنند. عایشه می گوید تا زمانی که ثابت کنی همسر موفقی هستی با هم می‌مانیم.

هولیا نیمه شب اتاق را پر از شمع کرده و فضای اتاق را رمانتیک کرده است تا انرژی های مثبت را جذب کند. صمد با لیوان داغ شیر وارد اتاق می شود. وقتی هولیا برمی گردد بخاطر ماسک ترسناکی که زده صمد میترسد و شیر داغ لای پای او میریزد و میسوزد و تمام خانه را صدای جیغ صمد پر می کند.

فردا صبح خانواده عایشه و محسن به غیر از عایشه به خانه پدر صبری می روند. آنها اول با  خوشرویی و خواهش و تمنا سعی در حلب رضایت دارند اما به خاطر رفتار بد مادر صبری، دعوا و کتک کاری می شود. آنها دست از پا دراز تر برمی گردند.

کرم به شرکت می رود. ولکان به او می گوید از طریق دوربین های کافه ی پشت شرکت توانسته عکاسی را که از عایشه و برک عکس گرفته شناسایی کند و او را به شرکت دعوت کرده . آنها منتظر می مانند تا او برسد. وقتی عکاس می آید او را داخل اتاق انداخته در را قفل میکنند و تحت فشار میگذارند تا بگوید به خواسته چه کسی از عایشه عکس گرفته است.

عایشه به خانه مادرش رفته. همه ناراحت هستند و می دانند رضا باید چند سال به زندان بیفتد. عایشه می گوید تنها راه این است که من خودم با صبری حرف بزنم. اما قرار می شود هیچکس نفهمد مخصوصا محسن تا دوباره دردسر نشود.

FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *