سریال عشق تجملاتی قسمت 15

خانواده عایشه میخواهند برای ملاقات رضا به بازداشتگاه بروند. عایشه هم تصمیم می گیرد برود اما از واکنش او می ترسد. در زندان وقتی رضا چشمش به عایشه می افتد دوباره عصبانی می شود و شروع به داد و بیداد و تهدید میکند. عایشه سریع آنجا را ترک می کند.

مادر صبری می گوید دختری که برای او از روستا در نظر گرفته اند عکس صبری را دیده و خوشش آمده. آنها قراری می گذارند تا این دو همدیگر را ببینند. پدر صبری به او می گوید حاضر باش تا دو ساعت دیگر قرار داری. حواست باشد اسم او را اشتباهی عایشه صدا نزنی. عایشه به صبری زنگ می‌زند. صبری شوکه می شود. عایشه می گوید می خواهد او را ببیند. صبری سریع از مغازه بیرون می آید و به پدرش توجه نمی‌کند.  آن ها در کافه ای می نشینند.  عایشه از صبری می خواهد که رضایت بدهد تا رضا زندان نرود. صبری در حال یادآوری خاطراتش با عایشه است. او هنگام سفارش چای می گوید برای عایشه یک قند بیاورند. عایشه تعجب می کند که از کجا می داند او یک قند می خورد. صبری میگوید من تمام علایق تو را میدانم. او از کیف پولش فرم علاقه مندی های دوران مدرسه عایشه را در می آورد که سالها در کیف خود داشته . اولین کاردستی که با هم درست کرده بودند هم داخل کیفش بود. عایشه متعجب شده است. صبری به او می گوید به یک شرط رضایت می دهم. اینکه یک بار دیگر هم با من بیرون بیایی. تو به من فرصت برای شناختنم را نمی‌دهی. عایشه می گوید حواست باشد من متاهل هستم اما قبول می کند که با او به سینما برود ولی هیچکس خبردار نشود.

غنچه به شرکت رفته است. جیدا او را می بیند. غنچه می گوید اگر هنوز پیشنهادات سر جایش است میتوانم کمکت کنم. جیدا می گوید الان که دیگه دیر شده و تو حتی با عایشه حرف نمی‌زنی که بخواهی کمکی کنی‌ پس دلیلی ندارد تو را استخدام کنم. غنچه گوید تو قرار نیست من را استخدام کنی. صمد این کار را  می کند.

مادر صبری به پدرش زنگ می زند و می‌گوید صبری سر قرار نرفته است. پدرش می گوید اوخیلی وقت پیش از اینجا بیرون رفته است. همان لحظه دوستان صبری خبر می آورند که او رفته تا رضایت بدهد.

عایشه به محسن به دروغ می گوید که به خاطر کارهای وکیل و صبحت کردن های شما رضایت دادند و رضا آزاد شد. محسن خوشحال می شود.

کرم در خانه جیدا را می بیند. او را صدا می زند و می‌گوید در مورد کار باید صحبت کنند. او را به آشپزخانه می برد و فیلمی را به او نشان می دهد که در آن عکاس در حال اعتراف است و می گوید که جیدا از او خواسته که از عایشه عکس بگیرد. کرم به جیدا می گوید تا آخر این ماه فرصت داری که از شرکت استعفا بدهی وگرنه آبرویت را می برم.

فردا در شرکت جلسه ای در مورد قرارداد جدید با دختری که قبلاً با کرم دوست بود تشکیل می شود. جیدا می گوید آن خانم شرط کرده که هنگام قرارداد عایشه هم باید باشد وگرنه امضا نمی‌کند. کرم جیدا را کنار کشیده و می‌گوید اگر پشت این قضیه هم تو باشی برایت بد تمام می شود اما جیدا اظهار بی خبری می کند و به خاطر کارهایش به او ابراز علاقه می کند. کرم می گوید من زنم را دوست دارم.

خانم فولیا برای قرار داد به شرکت می آید اما کرم به عایشه نمی گوید که او هم بیاید. هنگام ورودش به شرکت جیدا از دست دادن و روبوسی آنها عکس گرفته و سریع برای عایشه می‌فرستد و می نویسد کرم یا دوست دختر سابقش. فکر عایشه درگیر می شود. فولیا وقتی می بیند عایشه نیست امضا نمی‌کند و کرم الکی می گوید عایشه در راه است و می خواهد با چرب زبانی فولیا را قانع کند.  عایشه نگران شده و به سمت شرکت می آید و وقتی وارد اتاق میشود می بیند که کرم دست فولیا را گرفته و داد و بیداد می کند.  فولیا به عایشه می گوید که کرم با او چه کرده و چه آدم کثیفی است و می‌خواسته این ها را به عایشه بگوید و قصد امضا کردن ندارد و از در بیرون می رود. کرم می گوید بدبخت شدم و محسن من را می کشد. باید هرطور شده قرارداد را امضا کند. عایشه می گوید من از او امضا می گیرم ولی مدیون من میشوی و باید به خواسته هایش گوش دهی. عایشه دنبال فولیا می رود و  با چرب زبانی از او امضا می گیرد و برای کرم می آورد اما می گوید در ازایش می خواهد دوباره در شرکت شروع به کار کند.

جیدا دوباره شب به خانه محسن می رود و باز به بهانه دستشویی بلند می شود و به اتاق کرم و عایشه می رود.

عایشه شب به خانه مادرش می رود تا از برادرش اورکات که می خواهد به سربازی برود خداحافظی کند. کرم هم با ولکان قرار دارد تا با دو دختر وقت بگذارنند.

کرم بعد از شام به ولکان می گوید دلش نمی‌خواهد همراه آنها به خانه بیاید و نمی‌داند چرا دلش دیگر نمی‌خواهد هیچ کاری بکند. او هم به خانه مادر عایشه می رود و ‌عایشه را متعجب می کند. آنها بعد از شام و خوش و بش کردن و رقصیدن به خانه بر می گردند.

جیدا به کرم زنگ می زند و می‌گوید در ازای آن فیلمی که به او نشان داد یک صدای ضبط کرده برایش می‌گذارد. او صدایی پخش می کند که در آن کرم و عایشه در حال صحبت از ازدواج قلابی خود هستند. جیدا همه چیز را فهمیده است. کرم و عایشه شوکه می شوند…

FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *