سریال عشق تجملاتی قسمت 16

عایشه و کرم  میفهمند که جیدا در نبود آنها داخل اتاق شنود کار گذاشته‌ و حرفهایشان را شنیده است. هر دو عصبی می شوند. کرم به جیدا میگوید این کار تو جرم است. جیدا می گوید ولی تو به پلیس نمی‌گویی چون نمی توانی به پدرت و خانواده عایشه جوابگو باشی. اگر آنها بفهمند برایتان بد می شود. کرم عصبانی می شود. جیدا می گوید فردا هر دو به دفتر من بیایید تا بگویم باید چکار کنید.

کرم و عایشه با هم بحث می کنند و یکدیگر را مقصر می دانند. آنها کل اتاق را می گردند تا ببینید هنوز شنود آنجاست یا نه.
اورکات در محله راه افتاده و به هرکس می رسد طبق رسم به خاطر رفتن به سربازی از او پول می گیرد. صبری و پدرش را می بیند و صبری به خاطر عایشه پول زیادی به او می دهد. پدر صبری کفری می شود.
هولیا در اتاق خواب زیر تخت یک کاغذ پیدا می کند که دعا است. او به صمد می گوید مادرت برای ما طلسم نوشته تا ما بچه دار نشویم. باید سریع پیش دعا نویس برویم تا از شر این کاغذ خلاص شویم.
کرم و عایشه پیش جیدا می روند .جیدا به آنها می گوید سه روز به شما مهلت می دهم تا با نقشه ای که من دارم با هم دعوا کنید و بعد طلاق بگیرید . من به عایشه پول می دهم تا به راحتی درسش را بخواند و به خواسته هایش برسد. کرم می گوید من اگر متاهل نباشم پدرم شرکت را به من نمی دهد. جیدا می گوید تو هم باید با من ازدواج کنی. اینطوری همه به خواسته های خود می رسند. عایشه به شدت عصبانی می شود. اما کرم خواسته جیدا را قبول می کند . عایشه از اتاق بیرون می رود.

کرم پیش عایشه می آید اما عایشه داد و بیداد می کند و حاضر نیست با او حرف بزند. کرم او را آرام می کند و می‌گوید من به دروغ به جیدا گفتم که قبول می کنم برای اینکه وقت بخرم و بتوانیم آن صدای ضبط شده را از او بگیریم. عایشه می گوید کاش به من علامت می‌دادی تا بفهمم و انقد عصبانی نشوم.
عایشه در راهروی شرکت غنچه را می بیند و تعجب می کند و از او می پرسد تو چه کار می کنی؟ غنچه می گوید من اینجا کار می کنم. عایشه عصبانی می شود و می‌گوید تو باید از اینجا بروی. جیدا از راه می رسد و می‌گوید غنچه منشی من است و آقا صمد او را آورده. و از عایشه خواست برایشان قهوه ببرد. عایشه با حرص به آشپزخانه می رود.
پدر صبری به او شماره دختر را میدهد و می‌گوید با اینکه به قرار نرفتی اما او تو را بخشیده و باید با او تماس بگیری. صبری شماره را می گیرد و همان لحظه به عایشه پیام می دهد و میگوید پس کی به سینما می رویم. عایشه میگوید در اولین فرصت. پدر صبری فکر میکند به آن دختر پیام داده و خوشحال می شود.
ولکان و کرم در آشپزخانه عایشه را می‌بینند. ولکان به او می گوید من قضیه فایل صدا را حل می کنم و می گوید می توانی داخل قهوه آنها تف کنی. عایشه میخندد.
وقتی با سینی به سمت اتاق می رود در راه رضا و مادرش را میبیند که به شرکت آمده اند. آنها فکر می کنند عایشه آبدارچی شرکت شده است. هر دو به سمت اتاق محسن می روند. عایشه قهوه ها را می دهد. جیدا می خورد و تعریف می کند اما غنچه از نگاه عایشه می فهمد که او کاری کرده است و نمی‌خورد. عایشه با قیافه پیروزمندانه بیرون می آید.
صمد و هولیا پیش دعا نویس می روند. او می گوید باید دو شانه ی موی زن حامله را اطراف این دعا بگذارید تا باطل شود چون این دعا روی بارداری شما اثر قوی گذاشته.
جیدا پیش کرم و عایشه می آید و می‌گوید حالا که خانواده تو هم آمده وقت دعوا کردن است تا آنها ببینند و طلاق گرفتن عادی شود. کرم و عایشه مجبور می شوند قبول کنند. آنها در راهرو شروع به داد و بیداد می کنند. همه جمع می شوند. آنها به سمت آسانسور می روند . رضا و مادرش و محسن هم بیرون آمده اند اما این دو به آنها توجهی نمی‌کنند. وارد آسانسور می شوند و در بسته می شود. آنها میفهمند که آسانسور خراب شده است. عایشه حالش بد می شود .کرم سعی در آرام کردن او دارد. عایشه را بغل کرده و داستان می گوید اما عایشه از حال می رود. در آسانسور را باز می‌کنند و کرم در حالیکه عایشه را بغل کرده بیرون می آید و همه نگران دور آنها جمع شده اند.کرم عایشه را ناز می کند و جیدا با حرص نگاه می‌کند. عایشه به هوش می آید.

FaFa

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *