سریال عشق تجملاتی قسمت 23

مادر صبری با عجله پیش شوهرش رفته و می گوید هر چه سریع تر باید صبری را به خانه بیاوریم چون که می خواهند برایش زن بگیرند. پدر صبری میگوید این چند روز بدون او راحت بودیم و خیالت راحت. او زن نمی‌خواهد. مادرش عصبانی می شود و او را تهدید می کند که امشب باید صبری در خانه خودمان شام بخورد.

نظمیه و ملاحت مادر عایشه در خانه به فکر کسب و کار خود هستند و نمی‌دانند از کجا مشتری پیدا کنند. مادر عایشه می گوید باید بین پولدارها تبلیغ کنیم تا مشتری بیاید. نظمیه می گوید بهترین گزینه خانواده ییعتر ها هستند. زنگ بزنیم و آنها را برای شام دعوت کنیم چون بعد از عروسی هم این کار را نکردیم. ملاحت استقبال می کند و به محسن زنگ می زند و آنها را برای شام دعوت می کند.

محسن در خانه به یلدا می گوید که شام به آنجا می رویم. یلدا طبق معمول غر غر می کند و محسن می گوید ما فامیل شده ایم و باید رفت و آمد کنیم.

نظمیه و ملاحت در خانه سخت مشغول آرایش کردن هستند. رضا از راه می رسد و نظمیه توضیح می دهد که شب مهمان داریم. ملاحت می گوید خوب نیست مقابل آنها بدون آرایش باشم وقتی آنها به خودشان می رسند.

در شرکت جیدا نشسته و در اینستاگرام عکس پسرهای مختلف را نگاه می‌کند. غنچه پیش او می آید  و جیدا از او می‌پرسد عایشه هنوز با تو قهر است؟ غنچه می گوید به زودی درست می شود. من او را میشناسم . او در مورد عکسها می‌پرسد و جیدا می گوید دنبال کیس جدید میگردم و باید آنالیز کنم تا یکی را انتخاب کنم.

شب خانواده ئیعتر به خانه عایشه می روند. همه به نظمیه و ملاحت زل زده اند که آرایش خیلی غلیظی دارند. نظمیه مدام در حال حرف زدن است. یلدا با تحقیر نگاه می‌کند و هولیا خوشحال است. عایشه در گوشه ای با نظمیه صحبت می کند و میگوید اگر این مهمانی را بخاطر تبلیغ و فروش محصولات به اینها راه انداخته ای در اشتباهی چون آنها چنین مارک‌هایی استفاده نمی‌کنند و وسایل گران می‌خرند پس این کار را نکن و آبروی ما را نبر. اما نظمیه گوش نمی‌دهد. بعد از شام نظمیه شروع به حرف زدن در مورد آرایش میکند و همه به او نگاه می کنند. او در حال آبروریزی است. جنس‌هایش را روی میز می‌گذارد و دست همه می دهد. کرم به عایشه متلک می اندازد که کاش تو هم یاد بگیری و به خودت برسی. یلدا می گوید دیگر دیر است برویم. محسن با خوشرویی جنسهای او را می خرد و به او پول می دهد و می گوید برای کارمندان شرکت می برم. رضا از دست نظمیه عصبانی است. عایشه در سکوت فقط نگاه می‌کند.

شب وقتی به خانه برمی گردند یلدا دوباره شروع به حرف زدن می کند و می‌گوید خیلی آبرو ریزی کردند و در حد ما نیستند و چرا از آنها لوازم آرایشی خریدی.
هولیا هم با خوشحالی به صمد می‌گفت به خاطر این آبروریزی یلدا نمی‌تواند دیگر به من چیزی بگوید واگرنه ماجرای امشب را به روی او خواهم آورد.
عایشه در اتاق به کرم می گوید حالا دیگر به من متلک می گویی؟ از فردا آرایش غلیظ می کنم و بیرون می روم. آنها طبق معمول با همدیگر بحث می کنند و می خوابند. کرم در خواب می بیند که عایشه آرایش غلیظ کرده و لباس قشنگ پوشیده و در حال بیرون رفتن است و او می خواهد جلویش را بگیرد اما نمی تواند. از خواب می پرد و حالش بد شده است.
صبح هولیا به صمد می‌گویند حاضر شوند بیرون بروند تا مثل کرم و عایشه خبرنگاران را ببینند و برای آنها راجع به اتفاق اخیر توضیح دهند. آنها به سه رستوران می روند تا خبرنگاران را ببینند. بالاخره خبرنگاران سراغشان می آیند و با آنها حرف می زنند و هولیا شروع به نطق می کند ولی وسط حرف زدنش خبرنگاران می گویند کس دیگری هست و باید سراغ آن برویم و آنها را ترک می کنند. هولیا حرص می خورد.
در شرکت  کرم در اینترنت دنبال تعبیر خوابش می گردد که ولکان پیش کرم می آید و دوباره به او گوشزد می‌کند که عاشق عایشه شده است و کاملا از رفتار و کارهایش مشخص است اما کرم باز هم انکار می کند و عصبانی می شود و با ولکان دعوا کرده و به او می گوید دیگر این دوستی را نمی خواهد و او را بیرون می کند. ولکان خیلی ناراحت می شود و به او بر می خورد.
یلدا و هولیا به شرکت می آیند و دنبال عایشه هستند که هولیا ناگهان صمد را در حال بگو بخند با غنچه می بیند و عصبانی می شود. یلدا به او تیکه می اندازد. هولیا حرصش می گیرد و  برای اینکه حال او را بگیرد به دستشویی می رود و به نظمیه زنگ می زند و او را برای شب به خانه دعوت می کند و می گوید لوازم آرایش را هم بیاورد تا به دوستانشان نشان دهد. بعد بیرون آمده و یقه صمد را گرفته و بازخواست می کند. صمد می گوید غنچه فقط دستیار آنجاست و چیزی بینشان نیست. هولیا موقع بیرون آمدن با چشم غره از کنار غنچه رد می شود. غنچه با خودش خیال می کند که کار درستی می کند و همچنان میتواند صمد را تصاحب کند و جاری عایشه شود.

FaFa
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها