سریال عطرعشق قسمت 23

لیلا از طرف شرکت به ماموریت کاری  برای شرکت در سمینار فرستاده می شود. و عثمان او را بدرقه می کند. امره هم قرار است برای سخنرانی به آن سمینار برود.

در شرکت صنم به امره می گوید: « تحمل ماندن در اینجا و نکاه کردن به جان را ندارم و می خواهم از اینجا بروم. » امره پانصد هزار لیر به او می دهد و می گوید: «اگر الان بروی همه شک می کنند. بگذار چند وقت بگذرد بعد برو. » ولی صنم با عصبانیت چک او را پاره می کند و می گوید: «حق السکوت نمی خواهم. »

آیلین امره را ملاقات می کند و او برای توجیه کارهایش بدون مقدمه می گوید: «انگشتر نامزدی را  در دست صنم دیدم و شما را دست در دست هم. فکر کردم به من خیانت می کنی و خواستم انتقام بگیرم. » امره می گوید: «صنم می خواهد همه چیز را به جان بگوید و استعفا دهد. » ولی آیلین او را مطمئن می کند که صنم عاشق جان است و هیچ وقت یک دختر عشقش را از دست نمی دهد. پس نگران نباشد چون او جایی نخواهد رفت. ولی امره به آیلین می گوید که نمی خواهم ببینمت.

صنم که نمی خواهد با جان روبرو شود سعی می کند خودش را مشغول نشان دهد و کمتر در مقابل دید او قرار بگیرد. جی جی که شنیده صنم و عثمان نامزد نیستند از صنم توضیح می خواهد. و صنم می گوید: «منو عثمان نامزدیمون را به هم زدیم . من عاشق کس دیگری هستم. ولی اون هیچ توجهی به من نداره. » آقای جان که دنبال صنم آمده است اتفاقی این حرف ها را می شنود و درم خانم که می بیند صنم بیشتر از همیشه عزیز شده است و مورد توجه جان قرار گرفته سعی می کند وظایف دیگری به او محول کند تا زیاد جلوی چشم جان نباشد. از آن طرف جان هم که فهمیده صنم نامزد ندارد دوست دارد او را بیشتر ببیند و با او صحبت کند. برای همین به او می گوید: «بعد از جلسه می خواهم با تو صحبت کنم. »

جلسه ی طراحان شروع می شود و هرکس ایده ها و طرح های خودش را ارائه می دهد تا بهترین ها انتخاب شوند. یکی از کارمندهای شرکت به نام ولکان با مشورت صنم طرح خوبی ارائه می دهد که مورد توجه جان و درم قرار می گیرد ولی ولکان می گوید: «ایده ی طرح مال صنم ست. » و جان از صنم می خواهد حالا که ایده ی خوبی در مورد طراحی دارد در جلسه طراحان شرکت کند که این موجب نگرانی و ناراحتی بیشتر درم می شود.

مظفر که هروقت چشمش به عثمان می افتد انگار آتش می گیرد، می خواهد هرطور شده از عثمان انتقام بگیرد. او در حال آماده کردن مغازه اش است که درست روبروی مغازه ی عثمان قرار دارد و می خواهد قصابی باز کند. اما مادرش آی سون خانم مخالف است و برای اینکه از محبوبه انتقام بگیرد از مظفر می خواهد که سوپر مارکت باز کنند.

 

Gun ay

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها