سریال عطر عشق قسمت 128

امره که دلتنگ لیلا شده به محل کار لیلا در انتشاراتی می رود و به لیلا می گوید: بودجه ای که به شرکت ما بابت کتاب آشپزی پلین داده اید کم است. باید تجدید نظر کنید. لیلا می گوید: ما یک شرکت تازه تاسیس هستیم. آقای جان هم عکاس و طراح هنری پلین است که باعث شد طراح هنری از همکاری خود با ما صرف نظر کند. بنابراین به نظر ما بودجه مناسب است.
پلین از جان می خواهد در یکی از کلاس های آموزش آشپزی با او همراه شود و هیما هم اصرار می کند. جان بالاخره تسلیم آن دو می شود.
از آن طرف ایگیت هم برای خودش و صنم برای شرکت در آموزشگاه آشپزی دعوت نامه تهیه می کند. و قرار می گذارند با هم به آنجا بروند.
محبوبه با ظرفی از دلمه های خوشمزه اش به دیدن جان می رود و دست او را می گیرد و می گوید: من زیاد تحصیل کرده نیستم ولی از روی تجربه می دانم که وقتی آدم دلخواهت را پیدا می کنی نباید به سادگی از او بگذری. صنم نمی تواند تو را ترک کند، تو هم نرو. راه های دیگری را هم امتحان کنید شاید روزهای خوبی در انتظارتان باشد.
احسان شغال که در مغازه محصولات ارگانیک همکار محبوبه شده شروع به سواستفاده از موقعیت خود می کند و محصولات دست ساز درست می کند و با قیمت زیاد به مردم می فروشد. ولی به زودی معلوم می شود که محصولات خراب و غیراستاندارد او باعث بیماری مردم شده. اهالی محله از محبوبه و آی سون شکایت می کنند و پلیس به سراغ آن دو می آید تا به کلانتری ببرد. از صدا و سیما هم برای فیلمبرداری جلوی مغازه ی محبوبه می آیند و از او و آی سون گزارش تهیه می کنند. محبوبه که از همه جا بی خبر است از استرس زیاد بیهوش می شود و احسان فرار می کند.
آیهان در خانه ی جی جی چشمش به لباس عروس و داماد می افتد که جی جی آنها را همراه انگشتر نامزدی در جعبه ای گذاشته. آیهان از دیدن آنها ذوق زده می شود و با خود فکر می کند که جی جی به زودی از او خواستگاری خواهد کرد. اما جی جی که هدیه ها را از مادربزرگ خود دریافت کرده که اصرار دارد عروسی نوه اش را ببیند دودل است. از یک طرف اهل ازدواج نیست و از طرف دیگر نمی خواهد دل مادربزرگ پیرش را بشکند.
در شرکت، امره وقتی متوجه می شود که جان قرار است با پلین به آموزشگاه آشپزی برود علت این همه همکاری با پلین برای چاپ کتاب آشپزی او را می پرسد و جان می گوید: در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتم. امره می گوید: صنم هم در مقابل فابیو در عمل انجام شده قرار گرفت و عطرش را به او داد. این دختر فقط از تو می خواهد او را کمی درک کنی آن وقت تو داری فرار می کنی. من شک دارم که تو از اول صنم را دوست داشتی!
در آموزشگاه آشپزی، پلین و جان و همچنین ایگیت وصنم به عنوان زوج آشپز شرکت می کنند. سرآشپز به انها می گوید: در وحله ی اول باید از آشپزی کردن لذت ببرید و سپس از مهارتتان استفاده کنید. اما جان که تحمل همکاری صنم و ایگیت را ندارد به سرآشپز می گوید: اگز شریک زندگی آدم فرمول جادویی ای که مخصوص آنهاست را دست کس دیگری بدهد و حس جادویی زندگی آنها را از بین ببرد چه می شود؟ سرآشپز می گوید: کار او قابل بخشش نیست. صنم گریه اش می گیرد و می گوید: ولی او مجبور بوده این کار را انجام دهد و چاره ای نداشته. سرآشپز می گوید: آنها هردو حماقت کردند و به خاطر یک فرمول خودشان را از بقیه فرمول ها هم محروم کردند. صنم که از دست پلین عصبانی است کلاس آشپزی او را خراب می کند و همگی از آنجا خارج می شوند. ایگیت به صنم می گوید: یک روز به خانه ی من بیا تا باهم آشپزی کنیم. و جان از حرف او به شدت عصبی می شود و صنم را تحت فشار می گذارد که چند بار هم خانه ی ایگیت رفته! صنم هم می گوید: تو کلبه ی کوهستانی ات را تبدیل به پاتوق دخترها کرده بودی. پس دخالت نکن! جان به او می گوید: باید خیلی جدی با هم صحبت کینم. و وقتی می بیند صنم حاضر به صحبت با او نیست او را روی دوشش می اندازد و به ماشین می برد تا صحبت کنند.
GunAy

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها