سریال عطر عشق قسمت 24

جی جی که از آیهان خوشش می آید از هر فرصتی برای دیدار با او استفاده می کند. ولی آیهان به او روی خوش نشان نمی دهد و می گوید که سرش شلوغ است.

جلسه ی طراحان ادامه دارد و صنم ایده های خوبی ارائه می دهد. جان از فکر او خوشش می آید. و درم تحمل این چیزها را ندارد. بالاخره درم می گوید: «شرکت گالینا که یک شرکت تولید مرغ و تخم مرغ است یک کاتالوگ 250 صفحه ای دارد که  برای معرفی شرکت به مشتری آن را باید خلاصه کنیم و به 25 صفحه برسانیم. » ولی کارمندها می گویند که این کار سخت است و زیر بار نمی روند. صنم می گوید: «من هنگام کپی کردن همه چیز را می خوانم و با این کتاب هم آشنایی دارم. من این کار را برایتان انجام می دهم. » درم که فکر می کند او می خواهد خودی نشان دهد از صنم چند سوال در مورد شرکت گالینا می پرسد و صنم همه را به درستی پاسخ می دهد. و درم ناچار به صنم می گوید: «همه ی کارهای این طرح مال خودت باشد. » بعد از جلسه صنم از آقای جان اجازه می خواهد که زودتر به خانه برود ولی جان که از احساس او نسبت به خودش خبر دارد می گوید: «باز هم می خواهی از من فرار کنی! » و از لج صنم هم که شده به همه می گوید که ادامه این جلسه را در خانه ی من برگزار کنید.

همه به خانه ی آقای جان می روند ولی صنم که می داند ادامه ی این جلسه ضرورتی ندارد به سوالات درم در مورد طرح شرکت گالینا که ایده ی اولیه اش مال خودش بوده جواب سربالا می دهد و از طرف درم متهم به دادن انرژی منفی به گروه می شود. صنم ناراحت شده به گوشه ای می رود. جان کنار او می نشیند و از او می خواهد احساس واقعی اش را بیان کند. ولی صنم می گوید که نامزدش منتظر اوست و باید برود. ولی این حرف ها فایده ای ندارد چون جان می داند که او نامزد ندارد. صنم از جان درمورد پلین می پرسد و جان می گوید: «رابطه ی ما تمام شده است. » صنم از آن ها جدا شده و تصمیم می گیرد که دیگر به شرکت برنگردد.

آقای امره امشب قرار است در سمینار مهمی سخنرانی کند. لیلا همه چیز را مرتب و متن سخنرانی امره را آماده کرده است. امره کم کم از لیلا و تلاش و دقت نظر او خوشش می آید. او فردا به استانبول برخواهد گشت.

مظفر بالاخره مغازه ی لباس زیر فروشی خود را افتتاح می کند و محبوبه خانم هم اولین مشتری اوست. محبوبه تصمیم گرفته است مثل آی سون خانم لاغر کند. بنابراین غذا هم درست نمی کند و وقتش را به ورزش کردن می گذراند. به جای او نهاد مجبور می شود آشپزی کند.

صبح زود صنم به جای رفتن به شرکت، به مغازه شان می رود تا بقالی کند. ولی جی جی به صنم زنگ می زند و از او می خواهد که به شرکت برگردد. جان گوشی را گرفته و دلیل نیامدن صنم را می پرسد. صنم می گوید: «من استعفا داده ام و دیگر به شرکت برنخواهم گشت. » ولی جان به ادامه حرف های او گوش نمی دهد و گوشی را قطع می کند.

Gun Ay

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *