سریال عطر عشق قسمت 31

همه در شرکت ایده ی فوق العاده دست و پایشان را گم کرده اند چون قرار است از شرکت گالینا برای بستن قرارداد بیایند. درم همه را به آرامش دعوت می کند.
صنم به شرکت برگشته و سعی می کند برای فراموش کردن جان خودش را شاد و بیخیال نشان دهد. برخلاف همیشه مشغول خورن قهوه است. گلی از برگشتن او خوشحال است و برایش فال قهوه می گیرد. در فال اوافتاده که به زودی مردی با لباس آبی و ریش بلند که مرد زندگی او است وارد زندگی او می شود. صنم چند لحظه بعد لوانت پسر حمیده خانم را با لباس آبی و ریش بلند می بیند. و مطمئن می شود که فال درست آمده. و در همان حال درست از نقطه مقابل آقای جان با ریش بلند و لباس آبی به استقبال لوانت می آید! و جی جی با کنایه می گوید: «شاید مرد توی فالت آقای جان باشد. » اما صنم که تصمیم دارد جان را فراموش کند به لوانت لبخند ملیحی می زند و با سردی به جان سلام می دهد. لوانت که می بیند صنم به او توجه نشان می دهد خوشش آمده و از جان درمورد صنم می پرسد. جان با یک اشاره از صنم می خواهد رفتارش را کنترل کند.
لوانت بعد از اینکه با امره درمورد پرونده ی گالینا صحبت می کند. بعد به اتاق جان می رود و به او می گوید می خواهد در مورد فروش محصولات ارگانیک با صنم خانم صحبت کند. در همین هنگام صنم برای جلب نظر لوانت به اتاق جان می آید و قهوه می آورد. لوانت که احساس می کند صنم از او خوشش می آید در مورد محصولات ارگانیک با او سر صحبت را باز می کند. و صنم شروع به توضیح دادن طرح فروشگاه شرکت گالینا می کند. درم که می بیند صنم از سمت مسئول آبدارخانه به سمت برگزاری جسله رسیده به اتاق جان می آید تا در جلسه حضور داشته باشد و به جان می گوید آیلین و لوانت را امروز با هم دیده است. جان بلافاصله به لوانت می گوید: «تکلیفت را روشن کن! یا با شرکت ما قرارداد می بندی یا با شرکت آیلین؟ » و لوانت شرکت جان را ترجیح می دهد. که این باعث خوشحالی صنم و درم می شود. لوانت موقع خداحافظی با صنم دست می دهد و می گوید: «انگار تو را جایی دیده ام. » و صنم می گوید: «در جشن 40 سالگی شرکت همدیگر را دیده ایم. » جان که احساس می کند صنم جذب لوانت شده حسادت می کند.
آیلین نتوانسته برای شرکتش وام جور کند. و از یک طرف بی توجهی امره و از طرف دیگر بستن قرارداد شرکت گالینا با شرکت جان او را عصبی می کند. و برای تلافی به امره خبر می دهد که خانه ای را که امره برایش خریده بود را رهن بانک کرده و به این ترتیب امره را بر سر دوراهی قرار می دهد.
در محله، لیلا از مسافرت برگشته و عثمان به استقبال او می رود.
آن دو از دیدن یک دیگر خوشحال می شوند و لیلا مثل همیشه مانند یک دوست عادی با عثمان رفتار می کند. ولی عثمان که انتظار بیشتر از این ها را دارد کمی از دست لیلا دلخور می شود.
از آن طرف آیهان می خواهد برای کوفته های گیاهی برادرش برند درست کند. برای همین کوفته ها را در جعبه هایی شیک بسته بندی می کند و به وسیله مظفر و نهاد خان که از کارشان بیکار شده اند به دست مشتری ها می رساند.
Gun Ay
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها