سریال هیولا قسمت 11

 

مینا همسر چمچاری، به قصد فضولی به خانه ی شهره می رود. بعد ازکلی سوال پیچ کردن او، می فهمد که آنها پولدار شده اند. از ناراحتی به لرزه می افتد و شهره که تا می توانسته به او پز داده است الکی او را دلداری می دهد.

هوشنگ در ماشین شاسی بلندِ شرکت نشسته و منتظر شهره است تا با هم دنبال خانه ی جدید بگردند. هوشنگ می پرسد که کجا خانه بگیرند. شهره جواب می دهد: “ما فقط می خوایم بریم یه جایی دور از فضولی های چمچاری و مینا، آشیونه ی عشقمون رو بسازیم. کجای اندرزگو باشه که فرقی نمی کنه.” آن ها برای دیدن یک آپارتمان زیبا با سونا و جکوزی به اندرزگو می روند و از آنجا خیلی خوششان می آید. داوود بیزاکودیل خودش را مشاور املاک (شروین) معرفی می کند. هوشنگ که از دیدن داوود تعجب کرده است، می پرسد:”اوضاع بازار دارو خرابه؟” داوود می گوید:”من یه جورایی دو شغله محسوب میشم. عصرا میام اینجا یه هوایی بهم بخوره. آخه اون شغل پرِ دروغه. پرِ بی رحمیه. به جنس من نمیاد.” شهره و هوشنگ وقتی می فهمند که بودجه شان به اجاره ی آن خانه نمی رسد همراه داوود برای دیدن خانه ای به نیاوران می روند. باز هم پولشان نمی رسد و هی پایین و پایین تر می روند و دوباره پول کم می آورند. آخرسر قرار می شود که هوشنگ از کامروا برای پول پیشِ خانه تقاضای وام کند.

در ادامه هوشنگ برای تجمع جلوی خاف می رود. فاضل به سمت او می آید و می گوید: “ماجرای این آقای نوردیده رو مگه نمی گفتی شایعه ست؟” بعد عکس های مربوط به فرار کردن نوردیده را به هوشنگ نشان می دهد و می گوید: “تقصیر خودمونه که تهدید توخالی کردیم. به همکارا بگید فردا جلوی مجلس تجمع می کنیم.”

هوشنگ داخل ساختمان خاف می رود و وارد جلسه می شود. جلسه ای که در آن آقای سعیدی و نوردیده و کامروا و هوشمند و چند نفر دیگر حضور دارند. کامروا می گوید: “امروز یه گام بزرگ در جهت تولید ملی برداشته شد.” سعیدی ادامه می دهد: “تونستیم لایحه ی منع واردات خودکار و روان نویس رو به تصویب برسونیم. از این به بعد واردات این محصول کلا ممنوع شده و تولیدش داخلی میشه که شرکت ایران خودکار با مدیریت بنده قبول زحمت می کنه که تولید انبوه کنه.” بعد خودکارهای نمونه را به بقیه نشان می دهد. کامروا در جواب به این سوال که با خودکارهای خارجی چه کنیم می گوید: “خودکارهای خارجی از این به بعد، جزو کالاهای لوکس حساب می شود و مالیات بسیار سنگینی بَرِش مستتره!! برای همین اصلا صرف نمی کنه برای مصرف کننده ی داخلی که خودکار بخره.” در این بین یکی از خودکارهای نمونه می ترکد. سعیدی توضیح می دهد: “این خودکار کاملا تولید داخله. ساچمه ش مالزیه. جوهرش مال موزامبیکه. اینا با هم همگن نیستن و تولید انفجار کرده. حتما رسیدگی می کنم.”

همچنین از آنجا که به گفته ی نوردیده جوهر پاک کن و لاک غلطگیر جزو کالاهای اساسی محسوب می شود، او می خواهد از طریق شرکت لاخاف با ارز دولتی این دو محصول را وارد کند. بعد از این صحبت ها، هوشنگ می گوید: “مردم اومدن دم در، ماجرای اقای نوردیده رو فهمیدن. اصلا ممکنه بیان در رو بشکنن.” در همین حال شیشه ی اتاق با سنگ می شکند. کامروا می گوید: “خدا رو شکر! کَرَم علامت داد.” سپس هوشمند با سرِ باندپیچی شده و نوردیده با سِرُم و بقیه هم با قیافه های ناراحت بین جمعیت معترضان حاضر می شوند. نوردیده می گوید: “سلام عزیزان! ظاهرا کسالت چند روزه ی من باعث سوءتفاهم شده.” فاضل داد می زند: “عکس و خبر اختلاس و فرار این آقا پُر شده.”

نوردیده می گوید: “وقتی نمی تونن ما رو از خدمت به مردم سرد کنن رو میارن به تهمت و شایعه.” و سپس گریه می کند. کامروا از نوردیده حمایت می کند و می گوید: “خیالتون راحت شد؟ این جوون درمانشو نیمه تمام گذاشت تا بیاد برای شما توضیح بده.” مردم هم که تحت تاثیر قرار گرفته اند، می روند.

در آخر هوشنگ برای پول پیش خانه، از کامروا وام می خواهد. کامروا می گوید: “چرا که نه! شرافت شما خیلی به ما کمک کرد.”

 

عکس های سریال هیولا قسمت یازدهم (قسمت 11):

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها