سریال هیولا قسمت 15

چمچاره که متهم به نابود کردن مدارک یاران جنگل است، در بازجویی اش از پول زیادی که در حساب بانکی هوشنگ وجود دارد حرف می زند و می گوید که این مفسد اقتصادی باید هرچه زودتردستگیر شود. کمالی هم آدرس خاف بانک را از او می گیرد و به آنجا می رود. رئیس خاف بانک که با کامروا هماهنگ است یک گزارش مالی از شرکت یاران جنگل را در اختیار ماموران قرار می دهد و به خواسته ی آنها موجودی حساب هوشنگ شرافت را هم نشان می دهد.

در مراسم ختم ژاویز، نوردیده که به خاطر مرگ زودهنگام او متاثر شده به اعضای هیات مدیره می گوید: «کاش این سپرده گذارها رو میاوردیم اینجا تا ببینن جایگاه آدمیزاد فردا کجاست. تا انقدر به خاطر پول و طمع جلوی موسسه تجمع نکنن. » بقیه اعضا نظر او را دارند و هرکدام حرفی می زنند. خانم زحمت کش سر میز آقایان می آید و کسی او را تحویل نمی گیرد. هرکسی به بهانه ای از سر میز پا می شود و می رود. زحمت کش هم کنار هوشنگ می نشیند و کمی با او حرف می زند.

در ادامه، کامروا پشت میکروفون از خوبی های ژاویز حرف می زند و در همان موقع ماموران وارد مراسم می شوند. کامروا هم به هوشمند می گوید: «می خوام خوب چشماتو باز کنی تا بی رحمی های این حرفه رو ببینی. »

کمالی حکم جلب خانم زحمت کش را که به جرم جنگل خواری و چند خراب کاری دیگر متهم شده،به او نشان می دهد. خانم زحمت کش که متعجب شده پیش اعضای هئیت مدیره می رود و به آنها می گوید: «آقایون! ببینید اینا چی میگن؟ اشتباهی منو می خوان دستگیر کنن. » مجد می گوید: «اشتباهی در کار نیست. خاف از ادامه ی همکاری با شما معذوره. خط قرمز ما فساده. » زحمت کش به این حرف اعتراض می کند و کارهای خود آنها را یادآوری می کند. نوردیده توضیح می دهد: «ما داریم از فساد واقعی حرف می زنیم. فساد اخلاقی. » سپس عکسی که خانم زحمت کش در ساحل دارد را نشان می دهد. کامروا که خودش از رئیس بانک خواسته بود آن 20 میلیارد را از حساب شرافت به حساب زحمت کش واریز کند و گردش های شرکت یاران جنگل را هم به حساب زحمت کش منتقل کند،سکوت می کند.خانم زحمت کش در حالی که اعضای هیئت مدیره را تهدید می کند،مجبور می شود همراه ماموران برود.

بعد از مراسم، کامروا به هوشنگ می گوید: «ما برای اینکه این ما جرای دستگیری تو ذهن سپرده گذارها تاثیر نذاره تصمیم گرفتیم یک پنجم پولشون رو برگردونیم. » هوشنگ که به فکر از دست دادن مدیریت یاران جنگل و ماشین شاسی بلند است از کامروا می پرسد که بعد از این چه اتفاقاتی برای او خواهد افتاد؟ کامروا می گوید: « تو فعلا به همون زندگی ساده و قشنگت ادامه بده. » هوشنگ هم لب و لوچه اش کج می شود و گریه اش می گیرد.

هوشنگ در خانه خبر پلمپ شدن شرکت را به خانواده اش می دهد و شهره با صدای بلند گریه می کند و دوباره از وضعیت زندگی شان گله می کند. هوشنگ هم که دیگر مجبور است در همان خانه بماند نمی داند به چمچاره چه تو ضیحی بدهد.

در ادامه می بینیم که چمچاره در زندان است و مینا و سمیرامیس به ملاقات او رفته اند. هوشنگ و شهره و مهری هم به آنجا می آیند تا ابراز نگرانی کنند و با محبت کردن به چمچاره بتوانند در خانه ی او بمانند. چمچاره لا به لای صحبت ها قبول می کند.

در جلوی موسسه ی خاف یک پنجم از پول بعضی سپرده گذاران را به آنها می دهند. هوشنگ هم که در آنجاست از کامروا می خواهد که دست او را در جایی بند کند و یک پست ریاستی دیگر به او بدهد. اما کامروا قبول نمی کند.

IC1

عکس های قسمت 15 سریال هیولا(قسمت پانزدهم)

 

 

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها