سقوط هایده، حمیرا و مهستی در کاباره‌ها

نامه ی یک آهنگساز…

هایده، حمیرا و مهستی که می توانستند تا حدودی موسیقی ایرانی را از سقوط نجات دهند، خودشان در «کاباره ها» سقوط کردند!

آنچه می خوانید حرف های یک آهنگساز نسبتا جوان است که تا چندی پیش فعالیت پیگیری در زمینه  آهنگسازی داشت. در هفته گذشته این نوشته را به دست ما سپرد و خواست که نامی از او به میان نیاید. دلیلش هم این بود که مبادا فکر شود که او قصد دارد بدین وسیله نام خود را بر سر زبان ها بیندازد. با این حال اگر لازم شود نام او فاش خواهد شد.

بدیهی است ستاره سینما بی طرفی خود را حفظ خواهد کرد و اگر احیانا جوابی از سوی خوانندگان که در این نوشته مورد حمله قرار گرفته اند به دست ما برسد در کمال بی طرفی به چاپ خواهیم سپرد.

موسیقی ما کجا خواهد رفت؟ من نمی خواهم سوزناک حرف بزنم اما واقعا موسیقی ما به کجا خواهد رفت. چه کسی دلش برای موسیقی این آب و خاک، سوخته است؟ االبته می دانم که در یکی، دو جا «از جمله مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی» کارهای مثبتی در این زمینه صورت می گیرد. اما آیا کافی است؟ متاسفانه صدای این یکی دو مرکز، صدای گسترده موسیقی ما نیست. بلکه رادیو و تلوزیون پایگاه خوانندگان است. یعنی مردم از طریق این دو پایگاه موسیقی را می شناسند و قبول می کنند. خب، حالا واقع بین باشیم و منصفانه قضاوت کنیم، آیا این دو مرکز که با توده ی بسیاری رابطه دارد، توانسته معرف خوبی برای موسیقی باشد؟ آیا خوانندگان از این طریق برای خود تبلیغ نمی کنند تا در کافه، کاباره ها راه یابند؟ به گمان من فقط قصدشان همین است و بس! وقتی علی تجویدی، حمیرا را به موسیقی ما معرفی کرد خودش هم نمی توانست باور کند که سرانجام کار این خواننده خوش صدا به اینجا می رسد که آهنگ شهوانی «شب، شب اومد، شب» را  بخواند! حمیرا واقعا دارای صدایی صاف و لرزاننده بود. چه شد که او از تجویدی برید و در دام موسیقی بازاری گرفتار آمد؟ مگر نه این که دید تمام خوانندگان با خواندن یکی دو آهنگ مبتذل به ماشین و ویلایی می رسند؟ او که زمانی به نظر می آمد جای خالی خوانندگانی همچون روح بخش، روح انگیز و… را برخواهد کرد به چنان موقعیتی رسید که حالا، آهنگ های دزدیده شده را با سوز و گداز و تحریرهای آنچنانی می خواند!

هایده این خواننده خوش صدا، چه شد که از دست رفت؟

او هم با تجویدی شروع کرد و در آخر به همکاری با آهنگ دزدانی پرداخت که از ملودی تا اجرا ، دست به نقد دزدی شده از آهنگ های غربی ، ترکی و کافه ای است.

کافی است به ترانه «اول آشنایی» او گوش کنید تا به یاد آهنگ های مرحوم بانو مهوش و همچنین شهپر و آفت بیفتید. آیا رسیدن به مال و منال ارزش این همه سقوط را دارد؟ من معتقدم که صدای هایده، یکی از بهترین صداهای سال های اخیر است. حیف که با ترانه های بد، حیثیت خود را به خطر می اندازد. همچنین است مهستی که با «یاحقی» شروع کرد و رسید به جایی که محبوبیت دارد اما ارزش نه…!

به ترانه های اخیر او گوش کنید. زمانی مرتب از «دل» گفت و حالا هم مرتب از بی وفایی و هجر یار می گوید. این انگشت گذاشتن و قلقلک دادن روحیه غمگین ما مردم به جز سودجویی چه نام دارد؟ من فکر می کنم که اینها به قصد خواندن نیامده اند، بلکه صرفا قصدشان مال اندوزی است.

شبی چندین هزار تومان، پول کمی نیست. اگر زنی همچون «قمر» بود که هرچه به دست آورد در راه خلق خرج کند، این خانم ها مرتب به حساب بانکی شان می افزایند و به ریش ما هم می خندند. اینها به کنار، رفتار خانم مرضیه را چگونه می توان توجیه کرد که در نمایشگاه های مد می خواند اما حاضر نیست در رادیو بخواند. اگر عارش می آید، پس چرا در نمایشگاه مد چهچه می زند!

واقعا دلم از هرچه خواننده است گرفته. دلم برای آن سال های خوب موسیقی تنگ as شده است. حالا هر بی صدایی می خواند و افتخار هم می کند. نگاهی بیندازید بر این برنامه های جوانانه. این صداها چیست؟ من به آنها کار ندارم که مایه ای در کارشان نیست. اما این خواننده ها که مایه دارند چرا این چنین سقوط می کنند؟

کاباره، محل تجارت «صدا» شده است. و این خوانندگاه خود را در چنین مردابی غرق کرده اند. پول واقعا این اندازه ارزش ندارد که حیثیت صدای یک خواننده بر باد رود. این حرف ها البته به گوش کسی نخواهد رفت. اما کسی باید به فکر باشد که موسیقی ما به فلاکت افتاده است.

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برچسپ ها