دسته: سریال هرجایی

سریال هرجایی قسمت 43

  • ۵۱۰ بازدید
میران ماشین را نگه می دارد تا ریان هوایی تازه کند. ریان می گوید: «الان خودت هم نمی دانی می خواهی چه کار کنی! فقط به خاطر این که تو نخواسته ای چیزی تمام بشود. » میران می گوید: «هیچ چیز آنطور که فکر می کنی نیست. » و یاد مردانی می افتد که نصوخ […]

سریال هرجایی قسمت 42

  • ۳۳۸ بازدید
آزاد سریع خودش را به کوچه می رساند اما جز شال ریان که در کوچه افتاده چیزی نمی بیند و فریادی از ته دل می کشد. گل می گوید: «میران با اسبش آبجی مرا با خود برد. » آزاد با خشم فریاد می زند: «نمی گذارم ریان را مال خودش کند. » نصوخ هم که […]

سریال هرجایی قسمت 41

  • ۲۲۵ بازدید
میران به فیرات می گوید که چند روز است نتوانسته ریان را ببیند و باید هرطور شده او را ببیند. فیرات با نگرانی به او می گوید: «خودت را از بین خواهی برد. ریان اشتباه متوجه شده است. آنقدر دروغ گفته ای که دیگر به تو اعتماد ندارد. حق هم دارد. » میران می گوید: […]

سریال هرجایی قسمت 40

  • ۲۴۴ بازدید
ریان نمی تواند انگشتری را که آزاد داده دستش کند چون دلش پیش میران است و علی رغم تلاش هایش نمی تواند میران را فراموش کند. جهان که تحمل ازدواج پسرش با ریان را ندارد به هازار می گوید: «داری قهوه می خوری و حق داری خوشحال باشی! دخترت دارد ازدواج می کند. ولی زندگی […]

سریال هرجایی قسمت 39

  • ۲۷۰ بازدید
ریان با اسبش به طرف عمارت شاداغلو در حرکت است که میران هم از آن طرف می آید. ریان می گوید: «دنبال چه هستی و از کجا فهمیدی من بیرون آمده ام؟ » میران با چشمان پر از عشق می گوید: «قلبم به من می گوید… » ریان با خشم می گوید: «قلب تو از […]

سریال هرجایی قسمت 38

  • ۱۷۵ بازدید
هازار با عصبانیت به طرف میران می رود و می گوید: «می خواهی دختر من را بخری؟! » ریان می گوید: «پس دلیل مصادره کردن اموال این بود که من را بخری؟ » میران از این که منظور او را اشتباه برداشت کرده اند فقط به ریان خیره می شود. نصوخ می گوید: «ما را […]

سریال هرجایی قسمت 37

  • ۲۷۳ بازدید
میران همراه فیرات، پشت سر ریان و مادرش و گل حرکت می کنند تا میران فرصت پیدا کند با ریان حرف بزند. این فرصت را گل فراهم می کند! کاری می کند ریان تنها عازم عمارت شود و خودش با مادرش برای خرید بادکنک می رود. در یکی از کوچه های خلوت، میران خودش را […]

سریال هرجایی قسمت 36

  • ۱۷۰ بازدید
هازار به زهرا می گوید: «آماده شود از این خانه برویم. » زهرا جواب می دهد: «باید صحبت کنیم. » او را به اتاقی میبرد و می گوید: «پدرت تهدید کرده اگر از اینجا برویم به ریان خواهد گفت که دختر تنی تو نیست. » هازار ناله می کند: «نمی تواند با من این کار […]

سریال هرجایی قسمت 35

  • ۴۰۲ بازدید
پدربزرگ ملیکه وقتی نگرانی میران به خاطر ریان را می بیند. کنار او می نشیند و می گوید: «شاید از ابراز کردن عشقت خجالت بکشی وولی عشق ورزیدن کار پهلوان هاست و دل و جرئت می خواهد. » ناگهان در می زنند و این بار آزاد وارد خانه می شود. میران جلو می رود و […]

سریال هرجایی قسمت 34

  • ۳۱۴ بازدید
  ریان و میران بیرون از خانه روستایی صحبت می کنند. ریان با خشم می گوید: «چرا آمدی! » میران می گوید: «آمدم کنار تو باشم. جایی برای رفتن ندارم. تو چرا اینجایی؟ چرا از ازدواج منصرف شدی؟ » و ادامه می دهد: «تو آزاد را دوست نداری. » ریان خودش را کنار می کشد […]
عنوان ۱ از ۵۱۲۳۴۵ »

برچسپ ها