دسته: سریال حکایت ما

حکایت ما قسمت 129

  • ۱۰۰ بازدید
بعد از اینکه فیلیز و سلیم حرکت میکنند، در راه ناگهان حال فیلیز بد شده و نفس تنگی میگیرد. او از ماشین پیاده می شود تا به خودش بیاید. برنامه نهار آنها کنسل می شود و سلیم فیلیز را به خانه می برد. باریش و نهال به رستوران می روند. هنگامی که باریش به دست‌شویی […]

سریال حکایت ما قسمت 127

  • ۱۳۶ بازدید
در خانه باریش، نهال هنگام بیرون آمدن وانمود میکند که سرکار می‌رود، اما بعد از رفتن باریش، تاکسی میگیرد و پشت سر او می رود. وقتی باریش به مطب می رسد، دم در ، عمه امره با او در حال دعوا کردن است. همه دم در جمع شده اند. باریش میخواهد جلوی امره را بگیرد، […]

سریال حکایت ما قسمت 126

  • ۱۲۹ بازدید
فیلیز ادامه میدهد :«من احتیاج دارم بفهمم چیزی که بینمون بوده دروغ نبوده. اون ماشین مشکی هم که تعقیبم میکرد تو بودی؟» باریش خودش را به آن راه زده و میگوید :«نمی‌فهمم چی میگی.مگه من ازت راجع به او وکیل میپرسم؟ پس تو هم حق نداری همچنین چیزی ازم بپرسی». فیلیز با ناراحتی از مطب […]

سریال حکایت ما قسمت 124

  • ۲۳۷ بازدید
فکری با دوستانش تا دیروقت مشروب خورده، بزن و برقص کرده و جشن میگیرند. آنها کل خانه را به هم می‌ریزند و در همان حالت خوابشان میبرد. صبح،فیکو و کیراز قبل از رفتن به مدرسه سعی در بیدار کردن فکری دارند. کمی بعد، پلیس دم در خانه می آید.فکری خواب‌آلود دم در می رود. پلیس […]

سریال حکایت ما قسمت 123

  • ۳۵۹ بازدید
همه از شنیدن این خبر ناراحت شده و گریه میکنند. تولای را بعد از عمل به خانه می برند. او افسردگی گرفته و داروهایش را مصرف نمیکند. فیلیز و بچه ها به خانه آنها رفته اند. باریش به خانه توفان سر می زند و حال تولای را می پرسد. او با خودش آمپول آورده تا […]

سریال حکایت ما قسمت 122

  • ۲۲۵ بازدید
در خانه، حکمت که بخاطر زینب و تصمیم ازدواج با او و خرج و مخارج به فکر افتاده است، به رحمت میگوید :«چطوره دوباره یه کار نیمه وقت پیدا کنم؟» رحمت میگوید :«لازم نکرده تو به درست برس. من که دارم خرجت رو میدم». کمی بعد، فیلیز با خوشحالی به خانه آمده و در مورد […]

سریال حکایت ما قسمت 121

  • ۲۷۶ بازدید
گلسوم خانم برای خرید نوشیدنی در افتتاحیه، امره را به بقالی می فرستد. کیراز سریع اجازه میگیرد و او هم به بهانه بقالی بیرون می رود، و با امره همکلام می شود. او به امره میگوید که با ماشینشان به مغازه بروند. همچنین در مورد اینکه وضع مالی خوبی دارند، و از خانه ویلایی و […]

سریال حکایت ما قسمت 120

  • ۲۹۳ بازدید
فیلیز ابتدا متوجه نمی شود که همسایه شاکی، همان باریش است. او طلبکارانه میگوید :«تو اینجا چیکار می‌کنی؟» وقتی متوجه قضیه می شود، به او میگوید که:« باید از اینجا بروی.» باریش میگوید«« من در درمانگاه کار میکنم و رفتنم دلبخواهی نیست.» فیلیز با عصبانیت میگوید :«اگر نروی به زور متوسل می شوم». باریش با […]

سریال حکایت ما قسمت 119

  • ۳۱۲ بازدید
وقتی کیراز از ماشین پیاده می شود، از لباس تنگ و کوتاه زنانه و آرایش تندش، فیلیز عصبی و متعجب می شود. او کیراز را به داخل خانه برده و اصرار دارد که تا آرایشش را پاک نکرده، نمی‌تواند بیرون بیاید. کیراز لج میکند و به ماشین برگشته و پیاده نمی شود. فیلیز با عصبانیت، […]

سریال حکایت ما قسمت 118

  • ۴۳۲ بازدید
درین از طریق آشنایی پدرش، به بهانه سوالاتی در مورد وکالت برای انجام پروژه دانشجویی، از زن باریش در دفترش وقت میگیرد تا به همراه رحمت به آنجا برود و رحمت بتواند اطلاعاتی را که میخواهد در مورد زندگی او به دست بیاورد. رحمت سعی میکند به طور غیر مستقیم در مورد وضعیت تأهل و […]
عنوان ۱ از ۶۱۲۳۴۵ » ...آخر »

برچسپ ها